نظر خود را در مورد حجاب بگوئید...
حجاب برای من مصونیت نشد وقتی در شهر غریب دانشجو بودم وهوا تاریک بود، از دانشگاه به خانه می رفتم و عده ای کارگر ساختمانی دوره ام کردند و اگر جیغ و داد نمی کردم معلوم نبود چه اتفاقی که نمی افتاد!.. در دوران دانشجوی کاری نداشتن من شهریه سنگین دانشگاه رو ندارم فقط پول می خواستن. من هم مجبور به خود فروشی شدم با همون چادر...با همون حجاب اگر رئیس دانشگاه دست رو من می گذاشت اگه جوابم نه بود باید به خانه می رفتم و ظرفهای مادر رو می شستم...............
حجاب برای من مصونیت نشد وقتی در دادگاه قاضی برای آنکه کارم را راه بیاندازد به من پیشنهادی بی شرمانه داد..این پیشنهاد در همه جا دنبال زن ایرانیست. در سوپر مارکت تا دادگاه و خیابون و و و ............
حجاب برای من مصونیت نشد وقتی به پیشنهاد ازدواج همکلاسیم پاسخ منفی دادم و او پشت سرم مرا “.....” خطاب کرد! یا صورت من رو اسیدی کرد و یا وقتی سیر شد رفت و پشت سرش رو نگاه نکرد رفت دنبال یه محجبه..... عجب...
در تمام این سالها حجاب برای من در کوچه و خیابان، در روز و شب، در تهران و شهرستان مصونیت نشد..........
احساس می کنم محدودیتی را به نام مصونیت بر تن من کردند و من در سرما و گرما تحملش کردم بدون اینکه ذره ای احساس امنیت کنم.فقط باعث شد امنیت من کمتر شود.. البته منظورم دختر یا پسر نیست .. مشکل حجاب ریشه ای شده است... می توانید برای اثبات این حرف سر کوچه محلتون چند دقیقه ای بنشینید چند جوان پسر را خواهید دید که با یک باد کوچک که مانتوی زن شوهرداری کنار می رود چشمهایشان از کاسه در می آید و این فشار هم بر دو طرف خواهد بود یا زنی که برای اینکه کار خود را جلو بندازد تیکه ای از لباس خود را بر می دارد...
امنیت چیزی نبود که بتوانند آن را با لباس من در جامعه ایجاد کنند.
حجاب چیزی جز محدودیت نبود، امنیت را باید در جای دیگری جست و جو می کردند..
اینجا همه بی یارند همه از هم بی زارند شبیه قوم تاتار کشته های بی نام سفره های بی شام
فردا درست می شه هنوز امیدی هست به ساعت شکست
...........................
با کمی تغیرات .. با تشکر از شهاب از سوئیس...
من در حال ساخت یک فیلم مستند در مورد حجاب هستم پس نظر های سبز خود را بعد از فکر کردن به راه حل این مشکل بفرسید.. منتظر نظر قشنگتون هستم..
از وقتی رفتی نفس می کشم.......
یا علی
میثم
